loading...

شین براری

بازدید : 27
زمان :
<-PostVoteForm->


به باد داد آرام زندگی

دُز به دُز نخ به نخ در جدال با جبر سخت بخت به باد داد آرامِ زندگی

زخم های بیشمار مانده بر این روح و تن

عمیق ترین زخم یادگار از هرانکه نزدیک ترین بود به من

بر باد داد آرامِ زندگی

چه دشوار است شرح سالهای بیقراری

او رفت و همان قصه ی پر تکرار و بی وفایی

چه دشوار بود چشم انتظاری و روزشماری

آنگاه که یک دم از تو جدا نیست خیالش

چه خواهی کشید در غیابش؟...

ثانیه ها بی رمق در عبور

زمان کش آمده بود و احساسی عجیب و بی قراری میشود منتها علیه چشم انتظاری

آنقدر ناامید خواهی شد که بهترین رفیقت مرگ خواهد بود.

آرزوی رسیدنش را داری.

زیرا مرگ زیباترین حادثه است نسبت به هرآنچه تو تجربه کرده ای و خواهی کرد .

اما مرگ هم سهم تو نخواهد شد.

و هر لحظه ات را درد خواهی کشید

به قانون روزگار شک میکنی

خشمگین و لجباز میشوی

کفر میگویی و خودت دست به ییقه خواهی شد

شب پرسه های هجران خورده ات تمامی ندارد این تباهی گویی پایانی ندارد

کاش کسی حرفت را میفهمید . کاش مغرور نبودی

باید کاری کنی . دلت را به دریا میزنی

با آنکه میدانی آخرش

در کالبد و نجوای بیصدای روح درون

زجر و رنج به روح

چه سیاه ست تصویرِ روبرو....

تقویمی نیمه کاره بر دیواری نمور شده میخکوب

در گذر از این روزهای آلوده هر قدم یک خطر و دلخوشی های پوکیده


تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 1
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 2
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 11
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 15
  • بازدید ماه : 20
  • بازدید سال : 34
  • بازدید کلی : 1364
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی